rouZGar.com
مقوله‌ها نام‌ها فهرست برگزیده‌ها

برگزیده‌ها

تا این‌که سرِت رو بالا آوُردى و اونجا جلوى چشمات در ِ‌توده‌ى روغنى رو که از فرط موندگى و کثافت سیاه شده‌بود باز کردن و اون‌قدر تلاش کردى تا کم‌کم تونستى اون آدم اون موقع مشهورى رو ـ مرد یا زن یا حتا یه بچه مثلاً پرنس یا پرنسس پرنس یا پرنسسِ اشراف‌زاده ـ که از بس پشت اون لیوان مونده بود سیاه شده بود بشناسى و با چرخوندن لیوان روى اون تخته سنگ کم‌کم چهره‌یى نمایون شد که تونستى بشناسیش و بفهمى اون کسى که بغل دستت نشسته کى بوده
آن هنگام

بایگانی

دختری با صورتی پر از چشم

"The Girl with Many Eyes" by Tim Burton, Translated by Reza Espili

تیم برتُن
برگردان: رضا اسپیلی

یک روز توی پارک

یک چیزی خیلی متعجبم کرد

دختری رو دیدم که تو صورتش

پر از چشم بود

واقعا زیبا بود

(البته حسابی هم یکه خوردم!)

بعدش متوجه شدم که دهن هم داره

پس با هم شروع کردیم به صحبت کردن.

از گل‌ها حرف زدیم

و از کلاس آموزش شعری که می‌رفت

و از مشکلش وقتی عینک میزد به چشمش.

چی بهتر از این که دختری رو بشناسی که چشم‌های فراوون داره

اما خب اگه یه وقت دلش بشکنه و بزنه زیر گریه حسابی خیس میشی.

۱۳۹۳/۰۴/۱۵ :تاریخ انتشار
نسخه‌ی پی‌دی‌اف
© 2019 rouZGar.com | .نقل مطالب، با "ذکر ماخذ" مجاز است

© 2019 rouZGar.com | کلیه حقوق محفوظ است. | شرایط استفاده ©
Designed & Developed by: awaweb