rouZGar.com
مقوله‌ها نام‌ها فهرست برگزیده‌ها

برگزیده‌ها

< بازگشت

انقلاب فرانسه و ما کتاب

دانیل گِرَن - ترجمه‌ی رضا اسپیلی

نظری درباره‌ی رمان کتاب

مارکی دُ ساد - ترجمه‌ی رضا اسپیلی

نظری درباره‌ی رمان ـ برنامه‌ی چهارم و پایانی کتاب صوتی

مارکی دُ ساد
ترجمه و صدای: رضا اسپیلی

دفترِ فرنگ معرفی کتاب

مجله‌ی معرفی فیلم‌ها، رمان‌ها، کتاب‌ها، مقاله‌ها و… منتشر شده در فرانسه

رضا اسپیلی

فاشیسم و بنگاه‌های کلان اقتصادی کتاب

دانیل گِرَن - ترجمه‌ی رضا اسپیلی

نظری درباره‌ی رمان ـ برنامه‌ی سوم کتاب صوتی

مارکی دُ ساد
ترجمه و صدای: رضا اسپیلی

نظری درباره‌ی رمان ـ برنامه‌ی دوم کتاب صوتی

مارکی دُ ساد
ترجمه و صدای: رضا اسپیلی

نظری درباره‌ی رمان ـ برنامه‌ی نخست کتاب صوتی

مارکی دُ ساد
ترجمه و صدای: رضا اسپیلی

جنبش جلیقه‌زردها در فرانسه ویدیو

ویدئویی نیم‌ساعته‌ در مورد شرایط شکل‌گیری و مطالبات جلیقه‌زردها

رضا اسپیلی

این دنیای درهم برهم و دیوانه مقاله

ادواردو گالئانو - برگردان: رضا اسپیلی

مطالعه‌ی دست‌آوردهای هنری‌ی انسان بازخواندن حماسه‌ئی پرطبل و پرتپش است: حماسه‌ی آفریده‌ئی که به چند هزاره رازهای ترکیب و تعبیه را تجربه می‌کند تا سرانجام خود به کرسی‌ی آفریننده‌گی بنشیند. راهی که شاید سرمنزل‌های‌اش دم‌به‌دم کوتاه‌تر شده اما سرشار از کوشش و مجاهدت بوده‌است: کوشش و مجاهدتی که از راه‌های بی‌شمار صورت پذیرفته. گاه به حجم و گاهی به صدا، گاهی به حرکت گاهی به نوا، گاه به خط و گاه به رنگ، گاهی به چوب وگاه به سنگ…
شرفِ هنرمند بودن

بایگانی

قطعنامه

ویکتور خارا
برگردان: رضا اسپیلی

برای عشقم به آواز نیست که ترانه می‌خوانم

یا برای به رخ کشیدنِ صدایم

نه! من آواز می‌خوانم که با گیتار صادقم

حرف‌هایم را بزنم

گیتاری که قلبش از جنس زمین است

و هم‌چون کبوتران بر فراز آسمان بال می‌گشاید

ترانه‌ی من به دلپذیریِ آب مقدس

دلاوران و شهیدان را تعمید می‌دهد

پس ترانه‌ی من به گفته‌ی ویولتا پارا هدف یافته است

آری گیتار من کارگری است شادمان

که چون بهار عطر می‌پراکند

گیتار من برای جانیان نیست

آزمندان پول و قدرت

بلکه برای مردمی است که کار می‌کنند

تا آینده گل دهد

چراکه زمانی یک ترانه معنی می‌دهد

که قلبش به توانمندی به تپش افتد

و مردمی آن را به ترنم آورند

که تا واپسین دم نیز آن را می‌سرایند

ترانه‌ی خودشان را.

برای مدیحه‌سرایی نیست که آواز می‌خوانم

یا برای به گریه واداشتن بیگانگان

من برای دوردست‌ترین نقطه‌ی سرزمینم می‌خوانم

که گرچه محروم است اما ژرفایش را پایانی نیست

در زمینی که رویَش آغاز می‌کنیم

در زمینی که رویش به پایان می‌رسیم

ترانه‌های شجاعانه زایش را به آوازی

هماره نوپدید حوالت می‌دهند.

۱۳۸۹/۰۹/۰۳ :تاریخ انتشار
© 2019 rouZGar.com | .نقل مطالب، با "ذکر ماخذ" مجاز است

© 2024 rouZGar.com | کلیه حقوق محفوظ است. | شرایط استفاده ©
Designed & Developed by: awaweb