rouZGar.com
مقوله‌ها نام‌ها فهرست برگزیده‌ها

برگزیده‌ها

هزاره‌یی می‌رود، هزاره‌ی دیگری می‌آید. زمان محدوده‌یی را که برایش ساخته‌ایم تا بپنداریم که تحت فرمان ماست به سخره می‌گیرد، اما همه این مرز را خوش می‌دارند و از آن در هراس‌اند. فرصت مناسبی است که سخنرانان با کلام آتشین از سرنوشت بشر بگویند و پیام‌آوران غضب خداوند پایان جهان و متلاشی شدن همه‌چیز را اعلام کنند، اما زمان با دهان دوخته، در جاودانگی و راز و رمز راه می‌پیماید.
این دنیای درهم برهم و دیوانه

بایگانی

قطعنامه

ویکتور خارا
برگردان: رضا اسپیلی

برای عشقم به آواز نیست که ترانه می‌خوانم

یا برای به رخ کشیدنِ صدایم

نه! من آواز می‌خوانم که با گیتار صادقم

حرف‌هایم را بزنم

گیتاری که قلبش از جنس زمین است

و هم‌چون کبوتران بر فراز آسمان بال می‌گشاید

ترانه‌ی من به دلپذیریِ آب مقدس

دلاوران و شهیدان را تعمید می‌دهد

پس ترانه‌ی من به گفته‌ی ویولتا پارا هدف یافته است

آری گیتار من کارگری است شادمان

که چون بهار عطر می‌پراکند

گیتار من برای جانیان نیست

آزمندان پول و قدرت

بلکه برای مردمی است که کار می‌کنند

تا آینده گل دهد

چراکه زمانی یک ترانه معنی می‌دهد

که قلبش به توانمندی به تپش افتد

و مردمی آن را به ترنم آورند

که تا واپسین دم نیز آن را می‌سرایند

ترانه‌ی خودشان را.

برای مدیحه‌سرایی نیست که آواز می‌خوانم

یا برای به گریه واداشتن بیگانگان

من برای دوردست‌ترین نقطه‌ی سرزمینم می‌خوانم

که گرچه محروم است اما ژرفایش را پایانی نیست

در زمینی که رویَش آغاز می‌کنیم

در زمینی که رویش به پایان می‌رسیم

ترانه‌های شجاعانه زایش را به آوازی

هماره نوپدید حوالت می‌دهند.

۱۳۸۹/۰۹/۰۳ :تاریخ انتشار
نسخه‌ی پی‌دی‌اف
© 2019 rouZGar.com | .نقل مطالب، با "ذکر ماخذ" مجاز است

© 2023 rouZGar.com | کلیه حقوق محفوظ است. | شرایط استفاده ©
Designed & Developed by: awaweb