rouZGar.com
مقوله‌ها نام‌ها فهرست برگزیده‌ها

برگزیده‌ها

تا این‌که سرِت رو بالا آوُردى و اونجا جلوى چشمات در ِ‌توده‌ى روغنى رو که از فرط موندگى و کثافت سیاه شده‌بود باز کردن و اون‌قدر تلاش کردى تا کم‌کم تونستى اون آدم اون موقع مشهورى رو ـ مرد یا زن یا حتا یه بچه مثلاً پرنس یا پرنسس پرنس یا پرنسسِ اشراف‌زاده ـ که از بس پشت اون لیوان مونده بود سیاه شده بود بشناسى و با چرخوندن لیوان روى اون تخته سنگ کم‌کم چهره‌یى نمایون شد که تونستى بشناسیش و بفهمى اون کسى که بغل دستت نشسته کى بوده
آن هنگام

بایگانی

دختری با چشم‌های زل‌زده

"Staring Girl" by Tim Burton, Translated by Reza Espili

تیم برتُن
برگردان: رضا اسپیلی

دختری رو می‌شناختم

که یه جا وای‌میستاد و همین‌طور زل می‌زد

به مردم یا به هرچیز دیگه‌یی

و براش هم مهم نبود.

به زمین خیره می‌شد.

به آسمون بالای سرش خیره می‌شد.

ساعت‌ها بهِتون خیره می‌شد

و هیچ‌وقت هم نمی‌تونستین بفهمین چرا.

اما بعد از اینکه جایزه‌ی محلی چشم‌های زل‌زده رو برد

به چشم‌هاش حالی داد و یه استراحت دبش بهشون داد

۱۳۹۳/۰۳/۰۴ :تاریخ انتشار
نسخه‌ی پی‌دی‌اف
© 2019 rouZGar.com | .نقل مطالب، با "ذکر ماخذ" مجاز است

© 2019 rouZGar.com | کلیه حقوق محفوظ است. | شرایط استفاده ©
Powered by: wordpress.org | Designed & Developed by: awaweb