rouZGar.com
مقوله‌ها نام‌ها فهرست برگزیده‌ها

برگزیده‌ها

< بازگشت

نه خدا نه ارباب؛ تاریخچه‌ی آنارشیسم فیلمنامه

فیلم مستندی از تانکرد رامونه* Tancrède Ramonet

برگردان فیلمنامه از: رضا اسپیلی

جنبش جلیقه‌زردها در فرانسه ویدیو

ویدئویی نیم‌ساعته‌ در مورد شرایط شکل‌گیری و مطالبات جلیقه‌زردها

رضا اسپیلی

رویای آمریکایی در آینه‌ی بسکتبال مقاله

گتوها، دانشگاه‌ها، اِن‌بی‌اِی، سه زمین برای یک ورزش

ژولین بریگو Julien Brygo - برگردان: رضا اسپیلی

نامه‌های پارسی پادکست

برنامه‌یی به تهیه‌کنندگی رضا اسپیلی در رادیو آگورا، نانتر‎‎‏؛ خوانش شعر ایرانی، اجرا به دو زبان فارسی و فرانسوی

رضا اسپیلی

قدرت بسیار خطرناک Perilous Power کتاب

خاورمیانه و سیاست خارجی امریکا The Middle East and US Foreign Policy

نوآم چامسکی و جلبیر اشقر Noam Chomsky & Gilbert Achcar - برگردان: رضا اسپیلی Translated by Reza Espili

این دنیای درهم برهم و دیوانه مقاله

ادواردو گالئانو - برگردان: رضا اسپیلی

اشباح استروسنر در پاراگوئه مقاله

تیسیو اسکوبار* - برگردان: رضا اسپیلی

تمامِ جهان را کور و مرا کور… شعر

میثم روایی‌دیلمی

بوئنوس آیرس، شهر ـ ذهن مقاله

ماتیاس دوبرن* - برگردان: رضا اسپیلی

تَک زیستن، اما نه تنها مقاله

از نیویورک تا توکیو؛ گرایشی که روش زندگی را زیرورو می‌کند

اریک کلیننبرگ - ترجمه‌ی رضا اسپیلی

تروتسکی با نقد برداشت لنین از مفهوم حزب‌ پیش‌بینی کرد با این ایده، حزب جای‌گزین پرولتاریا، کمیته‌ی مرکزی جای‌گزین حزب و سرآخر نیز یک دیکتاتور جای‌گزین کمیته‌ی مرکزی خواهد شد. درباره‌ی اهمیت کتاب، رضا اسپیلی می‌گوید: «در بررسی تحلیل‌های تروتسکی علاوه بر این‌که شخص تروتسکی در زمره‌ی تئوریسین‌های بزرگ مارکسیست است، باید این نکته را هم مد نظر داشت که انقلابیِ کارآزموده و بزرگی هم هست. این کارِ خاص پیش از دست‌یابی نازیسم به قدرت نگاشته شده و تا حد زیادی زنهار‌هایی که به احزاب سوسیال‌دمکرات و کمونیست آن زمان می‌دهد به وقوع پیوسته...»
برآمدن فاشیسم از خاکستر سرمایه‌دارى

بایگانی

دختری با چشم‌های زل‌زده

"Staring Girl" by Tim Burton, Translated by Reza Espili

تیم برتُن
برگردان: رضا اسپیلی

دختری رو می‌شناختم

که یه جا وای‌میستاد و همین‌طور زل می‌زد

به مردم یا به هرچیز دیگه‌یی

و براش هم مهم نبود.

به زمین خیره می‌شد.

به آسمون بالای سرش خیره می‌شد.

ساعت‌ها بهِتون خیره می‌شد

و هیچ‌وقت هم نمی‌تونستین بفهمین چرا.

اما بعد از اینکه جایزه‌ی محلی چشم‌های زل‌زده رو برد

به چشم‌هاش حالی داد و یه استراحت دبش بهشون داد

۱۳۹۳/۰۳/۰۴ :تاریخ انتشار
نسخه‌ی پی‌دی‌اف
© 2019 rouZGar.com | .نقل مطالب، با "ذکر ماخذ" مجاز است

© 2019 rouZGar.com | کلیه حقوق محفوظ است. | شرایط استفاده ©
Powered by: wordpress.org | Designed & Developed by: awaweb