روزگار
rouzgar .com
https://rouzgar.com/16/

یک عاشقانه‌ى غمگین

علی صادقی

تو را دوست مى‌دارم
و این غمگین‌ام مى‌کند

لابه‌لاى انگشتان سبز چنار
ریشه مى‌دواند عشق
باد سرد زمان
زورق زمینى‌اش را
به سمت دیگر خورشید مى‌راند
و این غمگین‌ام مى‌کند

از میان نفس‌هاى‌ات
نگاه مى‌کنى
چشمان‌ات آرام
بیدار مى‌شوند
و پا مى‌گذارى بى‌صدا
بر گل‌هاى خاموش قالى
و این غمگین‌ام مى‌کند

لب‌هاى‌ات را مى‌بوسم
طعم گس زندگى را
در انتهاى شیرین بوسه‌ات
بازمى‌یابم
و با چشمان نیم‌بسته
مى‌چشم آرام و پرهراس
و این غمگین‌ام مى‌کند

شعر مى‌خوانى و مى‌خندى
من تکیه مى‌کنم
بر صداى کودکانه‌ات
و هم‌بازى‌ات مى‌شوم
در خاطرات دور
و این غمگین‌ام مى‌کند

جیغ شادمانه‌ى پرستوها
در صبح پرطراوت بهارى
آسمان غم‌زده را پر مى‌کند
تو گوش مى‌سپارى در سکوت
و این غمگین‌ام مى‌کند

از پنجره چشم مى‌دوزى
به کوچه‌ى بهت‌زده
باد مى‌آید
و رهگذران شتاب‌زده را مى‌برد
گاه هوا آفتابى‌ست
و دخترکان شاد پرصدا
در راه بازگشت از مدرسه
چشمان‌ات را پر مى‌کنند
و این غمگین‌ام مى‌کند

بر صورت‌ام خیره مى‌شوى
و خاطرات دور و نزدیک را
در شیارهاى تاریک چهره‌ام
باز مى‌جویى
و بر تارهاى سپید موهاى‌ام
دل مى‌سوزانى
و این غمگین‌ام مى‌کند

به سفر مى‌روم
تو بوسه‌ى خداحافظى را
مکرر مى‌کنى
و در تصویرى که از هم ساخته‌ایم
مکرر مى‌شویم
و این غمگین‌ام مى‌کند

پرنده بال مى‌گشاید
در سکوت
باد کهن‌سال
در پرهاى سردش
لانه مى‌سازد
و این غمگین‌ام مى‌کند

دانلود نسخه‌ی PDF
نام‌های مرتبط
مقوله‌های مرتبط
دیدگا‌‌ه‌ها

https://rouzgar.com/16/
© کلیه حقوق برای «روزگار» محفوظ است. © Copyright rouzgar.com 2026. All rights reserved.