rouZGar.com
مقوله‌ها نام‌ها فهرست برگزیده‌ها

برگزیده‌ها

< بازگشت

فاشیسم و بنگاه‌های کلان اقتصادی کتاب

دانیل گِرَن - ترجمه‌ی رضا اسپیلی

نه خدا نه ارباب؛ تاریخچه‌ی آنارشیسم کتاب

فیلمنامه‌ی فیلم مستندی از تانکرد رامونه* Tancrède Ramonet

برگردان فیلمنامه از: رضا اسپیلی

رویای آمریکایی در آینه‌ی بسکتبال مقاله

گتوها، دانشگاه‌ها، اِن‌بی‌اِی، سه زمین برای یک ورزش

ژولین بریگو Julien Brygo - برگردان: رضا اسپیلی

نامه‌های پارسی پادکست

برنامه‌یی به تهیه‌کنندگی رضا اسپیلی در رادیو آگورا، نانتر‎‎‏؛ خوانش شعر ایرانی، اجرا به دو زبان فارسی و فرانسوی

رضا اسپیلی

قدرت بسیار خطرناک Perilous Power کتاب

خاورمیانه و سیاست خارجی امریکا The Middle East and US Foreign Policy

نوآم چامسکی و جلبیر اشقر Noam Chomsky & Gilbert Achcar - برگردان: رضا اسپیلی Translated by Reza Espili

جنبش جلیقه‌زردها در فرانسه ویدیو

ویدئویی نیم‌ساعته‌ در مورد شرایط شکل‌گیری و مطالبات جلیقه‌زردها

رضا اسپیلی

این دنیای درهم برهم و دیوانه مقاله

ادواردو گالئانو - برگردان: رضا اسپیلی

اشباح استروسنر در پاراگوئه مقاله

تیسیو اسکوبار* - برگردان: رضا اسپیلی

تمامِ جهان را کور و مرا کور… شعر

میثم روایی‌دیلمی

بوئنوس آیرس، شهر ـ ذهن مقاله

ماتیاس دوبرن* - برگردان: رضا اسپیلی

گاهی اوقات، توریسم حتا از مرزهای متافیزیکی هم عبور می‌کند. موراکامی اغلب از خوانندگانش می‌شنود که آن‌ها مخلوقات او را در جهان واقعی پیدا کرده‌اند: رستورانی یا فروشگاهی که ساخته‌ی ذهن او بوده، در توکیوی واقعی وجود دارد، در ساپورا هتل‌های زنجیره‌یی به نام دلفین هست. بعد از چاپ 1Q84، موراکامی نامه‌یی از خانواده‌یی با نام «آئومم» دریافت کرد، نامی که احتمال وجود داشتنش بسیار کم است، او فکر می‌کرد که این نام تنها ساخته‌ی ذهن اوست،.. نکته‌ی جالب این‌جاست که درون‌مایه‌ی تمام نمونه‌هایی که گفته‌شد، یعنی نفوذ تخیل به واقعیت و واقعیت به تخیل، دقیقا موضوع بیش‌تر داستان‌های موراکامی هم هست. او تمام وقت کاری می‌کند که ما، بین دنیاها در رفت‌وآمد باشیم.
تخیل ازبندرسته‌ی هاروکی موراکامی

بایگانی

یک عاشقانه‌ى غمگین

علی صادقی

تو را دوست مى‌دارم
و این غمگین‌ام مى‌کند

لابه‌لاى انگشتان سبز چنار
ریشه مى‌دواند عشق
باد سرد زمان
زورق زمینى‌اش را
به سمت دیگر خورشید مى‌راند
و این غمگین‌ام مى‌کند

از میان نفس‌هاى‌ات
نگاه مى‌کنى
چشمان‌ات آرام
بیدار مى‌شوند
و پا مى‌گذارى بى‌صدا
بر گل‌هاى خاموش قالى
و این غمگین‌ام مى‌کند

لب‌هاى‌ات را مى‌بوسم
طعم گس زندگى را
در انتهاى شیرین بوسه‌ات
بازمى‌یابم
و با چشمان نیم‌بسته
مى‌چشم آرام و پرهراس
و این غمگین‌ام مى‌کند

شعر مى‌خوانى و مى‌خندى
من تکیه مى‌کنم
بر صداى کودکانه‌ات
و هم‌بازى‌ات مى‌شوم
در خاطرات دور
و این غمگین‌ام مى‌کند

جیغ شادمانه‌ى پرستوها
در صبح پرطراوت بهارى
آسمان غم‌زده را پر مى‌کند
تو گوش مى‌سپارى در سکوت
و این غمگین‌ام مى‌کند

از پنجره چشم مى‌دوزى
به کوچه‌ى بهت‌زده
باد مى‌آید
و رهگذران شتاب‌زده را مى‌برد
گاه هوا آفتابى‌ست
و دخترکان شاد پرصدا
در راه بازگشت از مدرسه
چشمان‌ات را پر مى‌کنند
و این غمگین‌ام مى‌کند

بر صورت‌ام خیره مى‌شوى
و خاطرات دور و نزدیک را
در شیارهاى تاریک چهره‌ام
باز مى‌جویى
و بر تارهاى سپید موهاى‌ام
دل مى‌سوزانى
و این غمگین‌ام مى‌کند

به سفر مى‌روم
تو بوسه‌ى خداحافظى را
مکرر مى‌کنى
و در تصویرى که از هم ساخته‌ایم
مکرر مى‌شویم
و این غمگین‌ام مى‌کند

پرنده بال مى‌گشاید
در سکوت
باد کهن‌سال
در پرهاى سردش
لانه مى‌سازد
و این غمگین‌ام مى‌کند

۱۳۸۹/۰۷/۰۶ :تاریخ انتشار
نسخه‌ی پی‌دی‌اف
© 2019 rouZGar.com | .نقل مطالب، با "ذکر ماخذ" مجاز است

© 2019 rouZGar.com | کلیه حقوق محفوظ است. | شرایط استفاده ©
Powered by: wordpress.org | Designed & Developed by: awaweb