rouZGar.com
مقوله‌ها نام‌ها فهرست برگزیده‌ها

برگزیده‌ها

فاشیسم نمی‌تواند حرکت پیوسته‌ی بشریت به‌سوی رهایی را متوقف کند. فقط موقتاً آن را به تعویق می‌اندازد... فاشیسم در اساس چیزی نیست جز محصول مستقیم شکست در دست‌یابی به سوسیالیسم! به تعبیر برجسته‌ی رادک، دیکتاتوری فاشیستی تسمه‌ای است آهنی که بورژوازی تلاش می‌کند با کمک آن، خمره‌ی شکسته‌ی سرمایه‌داری را بند بزند. گوبلز: «اگر دشمن می‌دانست چقدر ضعیفیم احتمالا چون لرزانکی ما را می‌لرزاند... و در همان آغاز کار می‌توانست ما را به خون بکشد.» از نظر [اشپنگلر] توده‌ها تنها عوامی پست هستند که او علاقه‌ای به بهزیستی و پیشرفت مادی و معنوی‌شان ندارد... این مدافعان [واپسگرای خشونت] کشفیات داروین را از حوزه‌ی زیست‌شناسی به جامعه‌شناسی کشانده و در این فرآیند آن را از شکل انداختند. طبیعی‌دان بزرگ نظریه‌ی تکامل انواع را بر اساس قانون انتخاب و بقای مناسب‌ترین به وجود آورد؛ مدافعان واپس‌گرایی به آسانی به جای مناسب‌ترین، قدرتمندترین را گذاشتند و فتوا دادند که بشر چون حیوان باید برای بقا نبردی وحشیانه کند؛ قوی‌ ضعیف را از بین می‌برد و این نبرد خونین شرط پیشرفت گیتی است.
فاشیسم و بنگاه‌های کلان اقتصادی

بایگانی

شش شعر از شیرکو بی‌کس

برگردان: مریوان حلبچه‌یی

پند

چیزهای بسیاری هستند

که می‌پوسند،

فراموش می‌شوند و

می‌میرند

مثل: تاج و عصای مرصع و تخت پادشاهان!

چیزهای بسیاری هم هستند

که نه می‌پوسند

نه فراموش می‌شوند

و نه می‌میرند

مثل: کلاه و عصا و کفش‌های «چارلی چاپلین».

 

نوشتن

آسمان همیشه رگبار را نمی‌نویسد

باران همیشه رودخانه را

آب همیشه باغ را

و من نیز شعر را!

 

پنهان کردن

در برابر چشمان آسمان     ابر را

در برابر چشمان ابر     باد را

در برابر چشمان باران    خاک را دزدیدند

و در خاک نیز

چشمانی را پنهان کردند

که دزدها را دیده‌بودند

 

در این‌جا

تبعیدگاه به تبعیدگاه

سال به سال

تار به تار

موهای پراحساس شهرمان

                               موهای وفا

بر پیاده‌روهای سیمانی غربت فرومی‌ریزد

چه فاجعه‌ئی‌ست برادر!

    ما به سوی:

                 «عریانی روح» گام برمی‌داریم!

 

در سرزمین من

در سرزمین من،

روزنامه لال به دنیا می‌آید،

رادیو کر

و تلویزیون کور…

و کسانی را که در سرزمین من خواستار سالم زاده شدن این همه باشند،

لال می‌کنند، می‌کشند،

کر می‌کنند، می‌کشند

کور می‌کنند، می‌کشند…

در سرزمین من!

آه ای سرزمین من!

 

غم

صبح به خیر برف همراه

برای تنهایی من چه آورده‌ای؟

                                   (غمی سپید)

ظهر به خیر قطره‌ی باران

برای تنهایی من چه آورده‌ای؟

                                    (اندوهی خیس)

عصر به خیر باد بی‌پناه

برای تنهایی من چه آورده‌ای؟

                                   (غصه‌ئی پرسوز)

شب به خیر پرنده‌ی تاریکی

برای تنهایی من چه آورده‌ای؟

(رویائی که

نه برف را در آن خواب است

نه باران،

          نه باد،

                 نه تنهایی

                            و نه چشمان شاعر!)


پی‌نوشت
۱. این شعرها پیش‌تر در ماه‌نامه‌ی نقدنو، سال اول، شماره‌ی ۶، اردیبهشت و خرداد ۸۴ چاپ شده‌است.

۱۳۹۰/۰۴/۲۲ :تاریخ انتشار
نسخه‌ی پی‌دی‌اف
© 2019 rouZGar.com | .نقل مطالب، با "ذکر ماخذ" مجاز است

© 2019 rouZGar.com | کلیه حقوق محفوظ است. | شرایط استفاده ©
Powered by: wordpress.org | Designed & Developed by: awaweb