rouZGar.com
مقوله‌ها نام‌ها فهرست برگزیده‌ها

برگزیده‌ها

< بازگشت

نظری درباره‌ی رمان ـ برنامه‌ی سوم کتاب صوتی

مارکی دُ ساد
ترجمه و صدای: رضا اسپیلی

فاشیسم و بنگاه‌های کلان اقتصادی کتاب

دانیل گِرَن - ترجمه‌ی رضا اسپیلی

نه خدا نه ارباب؛ تاریخچه‌ی آنارشیسم کتاب

فیلمنامه‌ی فیلم مستندی از تانکرد رامونه* Tancrède Ramonet

برگردان فیلمنامه از: رضا اسپیلی

رویای آمریکایی در آینه‌ی بسکتبال مقاله

گتوها، دانشگاه‌ها، اِن‌بی‌اِی، سه زمین برای یک ورزش

ژولین بریگو Julien Brygo - برگردان: رضا اسپیلی

نامه‌های پارسی پادکست

برنامه‌یی به تهیه‌کنندگی رضا اسپیلی در رادیو آگورا، نانتر‎‎‏؛ خوانش شعر ایرانی، اجرا به دو زبان فارسی و فرانسوی

رضا اسپیلی

نظری درباره‌ی رمان ـ برنامه‌ی دوم کتاب صوتی

مارکی دُ ساد
ترجمه و صدای: رضا اسپیلی

نظری درباره‌ی رمان ـ برنامه‌ی نخست کتاب صوتی

مارکی دُ ساد
ترجمه و صدای: رضا اسپیلی

جنبش جلیقه‌زردها در فرانسه ویدیو

ویدئویی نیم‌ساعته‌ در مورد شرایط شکل‌گیری و مطالبات جلیقه‌زردها

رضا اسپیلی

این دنیای درهم برهم و دیوانه مقاله

ادواردو گالئانو - برگردان: رضا اسپیلی

اشباح استروسنر در پاراگوئه مقاله

تیسیو اسکوبار* - برگردان: رضا اسپیلی

تروتسکی با نقد برداشت لنین از مفهوم حزب‌ پیش‌بینی کرد با این ایده، حزب جای‌گزین پرولتاریا، کمیته‌ی مرکزی جای‌گزین حزب و سرآخر نیز یک دیکتاتور جای‌گزین کمیته‌ی مرکزی خواهد شد. درباره‌ی اهمیت کتاب، رضا اسپیلی می‌گوید: «در بررسی تحلیل‌های تروتسکی علاوه بر این‌که شخص تروتسکی در زمره‌ی تئوریسین‌های بزرگ مارکسیست است، باید این نکته را هم مد نظر داشت که انقلابیِ کارآزموده و بزرگی هم هست. این کارِ خاص پیش از دست‌یابی نازیسم به قدرت نگاشته شده و تا حد زیادی زنهار‌هایی که به احزاب سوسیال‌دمکرات و کمونیست آن زمان می‌دهد به وقوع پیوسته...»
برآمدن فاشیسم از خاکستر سرمایه‌دارى

بایگانی

شش شعر از شیرکو بی‌کس

برگردان: مریوان حلبچه‌یی

پند

چیزهای بسیاری هستند

که می‌پوسند،

فراموش می‌شوند و

می‌میرند

مثل: تاج و عصای مرصع و تخت پادشاهان!

چیزهای بسیاری هم هستند

که نه می‌پوسند

نه فراموش می‌شوند

و نه می‌میرند

مثل: کلاه و عصا و کفش‌های «چارلی چاپلین».

 

نوشتن

آسمان همیشه رگبار را نمی‌نویسد

باران همیشه رودخانه را

آب همیشه باغ را

و من نیز شعر را!

 

پنهان کردن

در برابر چشمان آسمان     ابر را

در برابر چشمان ابر     باد را

در برابر چشمان باران    خاک را دزدیدند

و در خاک نیز

چشمانی را پنهان کردند

که دزدها را دیده‌بودند

 

در این‌جا

تبعیدگاه به تبعیدگاه

سال به سال

تار به تار

موهای پراحساس شهرمان

                               موهای وفا

بر پیاده‌روهای سیمانی غربت فرومی‌ریزد

چه فاجعه‌ئی‌ست برادر!

    ما به سوی:

                 «عریانی روح» گام برمی‌داریم!

 

در سرزمین من

در سرزمین من،

روزنامه لال به دنیا می‌آید،

رادیو کر

و تلویزیون کور…

و کسانی را که در سرزمین من خواستار سالم زاده شدن این همه باشند،

لال می‌کنند، می‌کشند،

کر می‌کنند، می‌کشند

کور می‌کنند، می‌کشند…

در سرزمین من!

آه ای سرزمین من!

 

غم

صبح به خیر برف همراه

برای تنهایی من چه آورده‌ای؟

                                   (غمی سپید)

ظهر به خیر قطره‌ی باران

برای تنهایی من چه آورده‌ای؟

                                    (اندوهی خیس)

عصر به خیر باد بی‌پناه

برای تنهایی من چه آورده‌ای؟

                                   (غصه‌ئی پرسوز)

شب به خیر پرنده‌ی تاریکی

برای تنهایی من چه آورده‌ای؟

(رویائی که

نه برف را در آن خواب است

نه باران،

          نه باد،

                 نه تنهایی

                            و نه چشمان شاعر!)


پی‌نوشت
۱. این شعرها پیش‌تر در ماه‌نامه‌ی نقدنو، سال اول، شماره‌ی ۶، اردیبهشت و خرداد ۸۴ چاپ شده‌است.

۱۳۹۰/۰۴/۲۲ :تاریخ انتشار
نسخه‌ی پی‌دی‌اف
© 2019 rouZGar.com | .نقل مطالب، با "ذکر ماخذ" مجاز است

© 2019 rouZGar.com | کلیه حقوق محفوظ است. | شرایط استفاده ©
Powered by: wordpress.org | Designed & Developed by: awaweb