rouZGar.com
مقوله‌ها نام‌ها فهرست برگزیده‌ها

برگزیده‌ها

برای مدیحه‌سرایی نیست که آواز می‌خوانم/ یا برای به گریه واداشتن بیگانگان/ من برای دوردست‌ترین نقطه‌ی سرزمین‌ام می‌خوانم/ که گرچه محروم است اما ژرفای‌اش را پایانی نیست/ در زمینی که روی‌اش آغاز می‌کنیم/ در زمینی که روی‌اش به پایان می‌رسیم/ ترانه‌های شجاعانه زایش را به آوازی/ هماره نوپدید حوالت می‌دهند.
ویژه‌نامه‌ی موسیقی عصیان

بایگانی

سه شعر از محمد زندی

دو نیمکره

دو گور به فاصله‌ی دو شیر آب
به فاصله‌ی چند کاج زرد
به فاصله‌ی چند سنگ قبر

دو گور که زنی
سنگش را جارو می‌کشد مدام
شب‌ها و روشن با لباس سفید
و دو گور که مردی
روی سنگ خود
غسل می‌کند با لباس عریان

دو نیمکره در سرم
زنی جارو می‌کشد
مردی مدام غسل می‌کند

 

در امتداد چرخ‌ها

زیر چرخ‌ها پر می‌گشایم
که سرای راه را گرفته
و دری
که باز بسته می‌شود

تو که آغاز می‌شوی
خندانه
جانم را تازه می‌کنی

در امتداد چرخ‌ها
به وسعت جهان
غبار و مصیبت می‌نشیند
وخندانه‌ی تو
که باز می‌شوی و نمی‌شوی<

چه مستانه متن تو را
به رخ می‌کشم
ای باور نکردنی!

 

زیر سیگاری

نیمه شب
زیر سیگاری آبی
روی میز شیشه‌ای
روشن است
زیر سیگاری
ماهی شده
در آکواریوم میز
فلس هایش برق می‌زند
کاسه‌یی آب می‌نوشم
آبی‌های زیادی روشن می‌شود
دست‌های خودم را می‌گیرم
سردم است
تا رختخواب می‌روم
ماهی سیگار می‌کشد
روشن است

۱۳۹۰/۱۰/۱۰ :تاریخ انتشار
نسخه‌ی پی‌دی‌اف
© 2019 rouZGar.com | .نقل مطالب، با "ذکر ماخذ" مجاز است

© 2022 rouZGar.com | کلیه حقوق محفوظ است. | شرایط استفاده ©
Designed & Developed by: awaweb