rouZGar.com
مقوله‌ها نام‌ها فهرست برگزیده‌ها

برگزیده‌ها

< بازگشت

فاشیسم و بنگاه‌های کلان اقتصادی کتاب

دانیل گِرَن - ترجمه‌ی رضا اسپیلی

نه خدا نه ارباب؛ تاریخچه‌ی آنارشیسم کتاب

فیلمنامه‌ی فیلم مستندی از تانکرد رامونه* Tancrède Ramonet

برگردان فیلمنامه از: رضا اسپیلی

رویای آمریکایی در آینه‌ی بسکتبال مقاله

گتوها، دانشگاه‌ها، اِن‌بی‌اِی، سه زمین برای یک ورزش

ژولین بریگو Julien Brygo - برگردان: رضا اسپیلی

نامه‌های پارسی پادکست

برنامه‌یی به تهیه‌کنندگی رضا اسپیلی در رادیو آگورا، نانتر‎‎‏؛ خوانش شعر ایرانی، اجرا به دو زبان فارسی و فرانسوی

رضا اسپیلی

قدرت بسیار خطرناک Perilous Power کتاب

خاورمیانه و سیاست خارجی امریکا The Middle East and US Foreign Policy

نوآم چامسکی و جلبیر اشقر Noam Chomsky & Gilbert Achcar - برگردان: رضا اسپیلی Translated by Reza Espili

جنبش جلیقه‌زردها در فرانسه ویدیو

ویدئویی نیم‌ساعته‌ در مورد شرایط شکل‌گیری و مطالبات جلیقه‌زردها

رضا اسپیلی

این دنیای درهم برهم و دیوانه مقاله

ادواردو گالئانو - برگردان: رضا اسپیلی

اشباح استروسنر در پاراگوئه مقاله

تیسیو اسکوبار* - برگردان: رضا اسپیلی

تمامِ جهان را کور و مرا کور… شعر

میثم روایی‌دیلمی

بوئنوس آیرس، شهر ـ ذهن مقاله

ماتیاس دوبرن* - برگردان: رضا اسپیلی

فاشیسم نمی‌تواند حرکت پیوسته‌ی بشریت به‌سوی رهایی را متوقف کند. فقط موقتاً آن را به تعویق می‌اندازد... فاشیسم در اساس چیزی نیست جز محصول مستقیم شکست در دست‌یابی به سوسیالیسم! به تعبیر برجسته‌ی رادک، دیکتاتوری فاشیستی تسمه‌ای است آهنی که بورژوازی تلاش می‌کند با کمک آن، خمره‌ی شکسته‌ی سرمایه‌داری را بند بزند. گوبلز: «اگر دشمن می‌دانست چقدر ضعیفیم احتمالا چون لرزانکی ما را می‌لرزاند... و در همان آغاز کار می‌توانست ما را به خون بکشد.» از نظر [اشپنگلر] توده‌ها تنها عوامی پست هستند که او علاقه‌ای به بهزیستی و پیشرفت مادی و معنوی‌شان ندارد... این مدافعان [واپسگرای خشونت] کشفیات داروین را از حوزه‌ی زیست‌شناسی به جامعه‌شناسی کشانده و در این فرآیند آن را از شکل انداختند. طبیعی‌دان بزرگ نظریه‌ی تکامل انواع را بر اساس قانون انتخاب و بقای مناسب‌ترین به وجود آورد؛ مدافعان واپس‌گرایی به آسانی به جای مناسب‌ترین، قدرتمندترین را گذاشتند و فتوا دادند که بشر چون حیوان باید برای بقا نبردی وحشیانه کند؛ قوی‌ ضعیف را از بین می‌برد و این نبرد خونین شرط پیشرفت گیتی است.
فاشیسم و بنگاه‌های کلان اقتصادی

بایگانی

سه شعر از پل الوآر

برگردان: امیرحسام تهمتن

من پشت دیواری وحشت‌ناک زاده‌شدم

خوردم٬ خندیدم٬ رویا دیدم و شرمساری کشیدم

چون سایه‌یی زندگی کردم

و با این‌همه توانستم خورشید را به آواز بخوانم

خورشید کامل٬ خورشیدی که در هر سینه

نفس می‌کشد

و در همه‌ی چشم‌ها قطره‌ی قطرانی می‌درخشاند

 

□□□

 

این زمانه‌ی حقیر

به کام بی‌گناهان نیست

نان را از دهان‌اش می‌گیرد

کاشانه‌اش را به آتش می‌کشد

کفش و لباس‌اش را غارت می‌کند

فرزند و زندگی‌اش را به یغما می‌برد

این زمانه‌ی حقیر

مرده و زنده نمی‌شناسد

نفرت را روسفید می‌کند٬ خائنان را می‌آمرزد

کلام را به جنجال بدل می‌کند

سپاس ای نیمه‌شب

که با دوازده گلوله بی‌گناه را آرامش بخشیدی

بر گرده‌ی خلق است که

پیکر خونین و آسمان تاریک‌اش را به خاک سپارند

و حقارت آدم‌کشان را دریابند.

 

□□□

 

چه می‌شد کرد؟ دشمن بر دروازه بود

چه می‌شد کرد؟ محبوس بودیم

چه می‌شد کرد؟ خیابان بسته بود

چه می‌شد کرد؟ شهرتسلیم شده‌بود

چه می‌شد کرد؟ مردم گرسنه بودند

چه می‌شد کرد؟ بی‌سلاح مانده‌بودیم

چه می‌شد کرد؟ شب رسیده‌بود

چه می‌شد کرد؟ عاشق همدیگر شدیم.


پی‌نوشت
این سه شعر به همراه یک شعر دیگر، پیش‌تر در ماه‌نامه‌ی نقدنو، سال سوم، شماره‌ی ۱۵، آبان و آذر ۸۵ چاپ شده است.

۱۳۹۰/۰۵/۱۷ :تاریخ انتشار
نسخه‌ی پی‌دی‌اف
© 2019 rouZGar.com | .نقل مطالب، با "ذکر ماخذ" مجاز است

© 2019 rouZGar.com | کلیه حقوق محفوظ است. | شرایط استفاده ©
Powered by: wordpress.org | Designed & Developed by: awaweb