rouZGar.com
مقوله‌ها نام‌ها فهرست برگزیده‌ها

برگزیده‌ها

هزاره‌یی می‌رود، هزاره‌ی دیگری می‌آید. زمان محدوده‌یی را که برایش ساخته‌ایم تا بپنداریم که تحت فرمان ماست به سخره می‌گیرد، اما همه این مرز را خوش می‌دارند و از آن در هراس‌اند. فرصت مناسبی است که سخنرانان با کلام آتشین از سرنوشت بشر بگویند و پیام‌آوران غضب خداوند پایان جهان و متلاشی شدن همه‌چیز را اعلام کنند، اما زمان با دهان دوخته، در جاودانگی و راز و رمز راه می‌پیماید.
این دنیای درهم برهم و دیوانه

بایگانی

عبور عقربه در تب

میثم روایی‌دیلمی

تن:
باغِ مبهمِ تب،
در لیفه‌هایِ عصب
ــ رگبرگ‌هایِ صریح ــ
به رعشه می‌افتد
به رقص:
شکلِ بلیغِ عبور،
دورِ منظمِ سِقط
در سرعتی دقیق
                   ــ ساعت:
سقوطِ برگ،
جنبیدنِ هلاک
در پیش و پشتِ پلک
این آیه‌یِ
            هراس:
که
    نیست هیچ
و
    نیست هَر.

پس می‌نشینم و در من
شکلِ اصیلِ تن
باغی سیاه از هَر،
ویرانه‌یی صریح
از هیچ می‌شود. 

۱۳۹۴/۰۳/۱۷ :تاریخ انتشار
نسخه‌ی پی‌دی‌اف
© 2019 rouZGar.com | .نقل مطالب، با "ذکر ماخذ" مجاز است

© 2019 rouZGar.com | کلیه حقوق محفوظ است. | شرایط استفاده ©
Powered by: wordpress.org | Designed & Developed by: awaweb