rouZGar.com
مقوله‌ها نام‌ها فهرست برگزیده‌ها

برگزیده‌ها

< بازگشت

نظری درباره‌ی رمان ـ برنامه‌ی سوم کتاب صوتی

مارکی دُ ساد
ترجمه و صدای: رضا اسپیلی

فاشیسم و بنگاه‌های کلان اقتصادی کتاب

دانیل گِرَن - ترجمه‌ی رضا اسپیلی

نه خدا نه ارباب؛ تاریخچه‌ی آنارشیسم کتاب

فیلمنامه‌ی فیلم مستندی از تانکرد رامونه* Tancrède Ramonet

برگردان فیلمنامه از: رضا اسپیلی

رویای آمریکایی در آینه‌ی بسکتبال مقاله

گتوها، دانشگاه‌ها، اِن‌بی‌اِی، سه زمین برای یک ورزش

ژولین بریگو Julien Brygo - برگردان: رضا اسپیلی

نامه‌های پارسی پادکست

برنامه‌یی به تهیه‌کنندگی رضا اسپیلی در رادیو آگورا، نانتر‎‎‏؛ خوانش شعر ایرانی، اجرا به دو زبان فارسی و فرانسوی

رضا اسپیلی

نظری درباره‌ی رمان ـ برنامه‌ی دوم کتاب صوتی

مارکی دُ ساد
ترجمه و صدای: رضا اسپیلی

نظری درباره‌ی رمان ـ برنامه‌ی نخست کتاب صوتی

مارکی دُ ساد
ترجمه و صدای: رضا اسپیلی

جنبش جلیقه‌زردها در فرانسه ویدیو

ویدئویی نیم‌ساعته‌ در مورد شرایط شکل‌گیری و مطالبات جلیقه‌زردها

رضا اسپیلی

این دنیای درهم برهم و دیوانه مقاله

ادواردو گالئانو - برگردان: رضا اسپیلی

اشباح استروسنر در پاراگوئه مقاله

تیسیو اسکوبار* - برگردان: رضا اسپیلی

تا این‌که سرِت رو بالا آوُردى و اونجا جلوى چشمات در ِ‌توده‌ى روغنى رو که از فرط موندگى و کثافت سیاه شده‌بود باز کردن و اون‌قدر تلاش کردى تا کم‌کم تونستى اون آدم اون موقع مشهورى رو ـ مرد یا زن یا حتا یه بچه مثلاً پرنس یا پرنسس پرنس یا پرنسسِ اشراف‌زاده ـ که از بس پشت اون لیوان مونده بود سیاه شده بود بشناسى و با چرخوندن لیوان روى اون تخته سنگ کم‌کم چهره‌یى نمایون شد که تونستى بشناسیش و بفهمى اون کسى که بغل دستت نشسته کى بوده
آن هنگام

بایگانی

ابزارها:

دو شعر از حسن پایدار

حسن پایدار

غربت

تنهایی‌ام را بر کدامین دشنه‌ی خونین باید
                                                   بیابم
و بر کدامین غربت
                         مرگ را؟

من مذاب گدازه‌ی موج‌های طغیان ام
رویایم را بر غنچه‌ی خانه‌ی مردگان دفن کردم
قلبم را می‌گشایم به اندازه‌ی صحنه‌ی فریادم
بر بستر صلیب خدایان
                سدی است بر صحنه‌ی نهایت مغلوب
در کشاکش جویبار نور
من بالم را می‌گشایم از کران تا کران فلات
در غربتِ غربت در تیررس ام
آیا بر کدامین واحد معیار پل
                                  خاکسترم را گذری است؟
در کدامین تصادم، در مواج خونین اقیانوس فریاد
بر نیزه‌ی عشق خواهم رفت؟
مادرم، حسرتم را در کدامین غربت
                                         و در کدامین جویبار خونین باید جست‌وجو کند؟

۶۵/۴/۱۴

 

بر در ایستاده‌ام
نه زنگی و نه سنگی
زوزه‌های هراس می‌پیچد
در وحشت شبی طولانی
دیوارها بلند است و
 در
     همچنان بر پا ایستاده
تاب توان را گرفته
و انسان
           تنها
بر آستان مرگ
در انتظار بنشسته

۸۵/۱/۲۷

۱۳۹۰/۰۱/۰۸ :تاریخ انتشار
نسخه‌ی پی‌دی‌اف
© 2019 rouZGar.com | .نقل مطالب، با "ذکر ماخذ" مجاز است

© 2019 rouZGar.com | کلیه حقوق محفوظ است. | شرایط استفاده ©
Powered by: wordpress.org | Designed & Developed by: awaweb